♥ پیچـــــک ♥

لطفـــــــا" بــا لبخـــــند وارد شویـــــــــــد...

♥ پیچـــــک ♥

لطفـــــــا" بــا لبخـــــند وارد شویـــــــــــد...

♥ پیچـــــک ♥

دیگــر عاشقانـــه نمی نویســــم...

اگـــــر نوشتـــم مخاطـب خاص نــدارد...

چــون کســی ارزش خاص بـودن را نــدارد...!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان
۱۴
تیر ۹۴

نایت اسکین

...ســــلام دوستـــــــای گلـــــم....

خوبیــــــــن؟؟؟

...مــــــــــــــرسی وقت گذاشتیـن و به وبــــــــم سر زدین...

...حتمـــــــاِ حتمــــــــا واســـــــم کامنت بذارین و 

نظراتتونو درباره بهتـــــــر شدن وبم بهــــــــم بگیـــــــــن...



Click here to enlarge
...سعی میکنم هــــر روز با پســـــــــــتای جدید آپ باشـــــــــــــم...

...با تبادل لینــــــــکم موافقم...

...به شرطی که بعد از لینک شــــدن هم بهــم سر بزنیـــن...

...اگه لینکــــــم کردین بگیـن تا منــــم شما رو بلینکـــــم...

...میســـــــی...

^_^

۲۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۱:۴۴
zahra
۲۵
مرداد ۹۵


والاااا  :/

نمیتونم میفهمییی؟؟؟!!!

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۱
zahra
۱۹
مرداد ۹۵


دیشب پلیس جلوی ماشینمو گرفت...

به پلیسه خیلی جدی گفتم :

میدونی من کیم؟؟؟

گفت : کی هستی؟!

گفتم : یعنی واقعا نمیدونی ؟!!!

رنگش زرد شد.گفت : نه.کی هستی مگه؟!

.

.

.

.

.

گفتم :

من یه پرندم...آرزو دارم...تو یارم باشی...!

جریمم نکرد...!    :/

اشک تو چشاش جمع شد.

فقط گفت : قرصاتو سر وقت بخور ...

:(

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۵۱
zahra
۱۶
مرداد ۹۵

سلام سلام...

خوبین؟

.

.

.

یه مدته حس و حال وبلاگو ندارم راستش...

ببخشید دیر به دیر میام...

دو روز پیش مامان بزرگم فوت کرد :(

حالم خوب نیست و وقتی بهتر شدم میام میترکونم ...

راسی راسی چند ساعت دیگه جواب اولیه کنکور میاد..دعا کنید واسمممم...


:(

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۳
zahra
۱۳
مرداد ۹۵

میشه لطفاااا یه نفر بیاد با من دوس شه

بعد ولم کنه!؟!؟
.

.

.

.

.

چندتا پست غمگین لامصب دارم خیلى با کلاسه!
مونده رو دستم...

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۰
zahra
۲۹
تیر ۹۵

زنگ زدم مدرسان شریف...

گوشیو برداشت گفت : بلــــــــه

گفتم : مدرسان شریف

گفت : بله بفرمایید...

گفتم : مدرسان شریـــف
گفت : درست تماس گرفتید.امرتون؟

گفتم : مدرسان شریف

گفت : حالتون خوبه شمـــــــا؟؟؟!

گفتم : مدرسان شریف

گفت : اسگل بنـــــال

گفتم : مدرسان شریف

کار که به فحش رسید گفتم :حالا فهمیدی ما جلو تلویزیون چی میکشیم؟؟؟

گفت : آره امر دیگه ای نداری؟؟؟

گفتم : بیست و نه دوتا شیش

:DDDD

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۲
zahra
۲۸
تیر ۹۵

سناااام سناااااااام

چطولیـــــــــــن عجقولیـــا ؟؟؟  :)


بالاخره کنکورمو دادم و از شررررررررش خلاص شدم ....


دلم واستون یه ذره شده بود...

از همتون ممنون کــــه منو یادتون نرفته و این وقتی که نبودمم نظر گزاشتین و حالمو پرسیدین...

مررررررررسی از اقای پت(مدیر با معرفت وبلاگ جوکستان)

مررررررررسی از فاطی نخودی عزیزمممم(مدیر وبلاگ باحال نخود بانو)


سعی میکنم زود به زود پست بزارم واستون ...

البته بیشتر وقتمو تلگرامم :D

آیدی تلگرامم : Dokhi_Bala_19

دوست داشتین اونجا بهم پی ام بدین و گروه دارین منم ببرین

بخدا گونا دالـــــــم منننننن...همش تهنام :(

حس گروه زدنِ دوباره رو ندارم...


و خیلی خیلی خوشحالم دوباره برگشتم پیشتون...

^_^

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۷:۲۹
zahra
۲۹
اسفند ۹۴


سلام سلااااااام....


سال 1395 رو به همه ی دوستای با معرفتو گل خودم تبریک عرض می نمویم...


سالی خوش و پر از خنده رو براتون آرزو میکنم...


اینم عیدیه من واسه برو بچزِ وبلاگم...

^_^


http://yon.ir/pm130


...مراقب خودتون باشین...


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۳۶
zahra
۲۸
اسفند ۹۴


مهدی جانـــــــــــــم...

این روزهای آخر سال دلم می گیرد...

برای کسی که از همه ی ما مشتاق تر بود برای آمدن...

ولی باز هم عمر سال به اتمام رسید و عمر غیبت او تمام نشد...

و ما دفتر سال را بی حضور او میبندیم...

چه غم انگیز است این روز های آخر سال بی حضور او...



...اللهم عجل لولیک الفــــــــــــــــرج...


۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۴۷
zahra
۲۴
بهمن ۹۴


سلااااااااااااام به همه ی دوستای عزیزممممم...

امیدوارم حالتون خوب باشه... :)


25 بهمن یعنی فردا تولدمههههههه...

تولدم مبــــــــــــــارک...




دلم واسه همتون تنگ شده و چند ماه دیگه بعد از کنکور دوباره میام پیشتون...



 شکلکهای جالب آروین

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۴۲
zahra
۲۱
شهریور ۹۴

سلام دوستای گلم...


تصمیممو گرفتمو قرار شد مجدد سال بعد کنکور بدم

تا به هدفم (پزشکی یا دندون پزشکی) برسم...

:)

اصنم ناراحت نیستم که این اتفاق افتاد...

ینی اولش خیلی ناراحت شدمو کلی گریه کردم ...

ولی بعدش به این نتیجه رسیدم که حتمن حکمتی توش بوده...

به امیدِ خدا از اول مهر میخونم و ایشالا به هدفم برسم...


دیگه نمیام وبلاگ تا 26 تیر سالِ دیگه...

ایشالا اون موقع دوباره میام بهتون سر میزنم...



گاهگاهی که دلم میگیرد...

میگویم:به کجا باید رفت؟

به که باید پیوست؟

به که باید دل بست؟

به دیاری که پر از دیوار است؟

حس تنهای درونم گوید:

بشکن دیواری که درونت داری!

چه سوالی داری؟

تو " خدا را داری "

و خدا اول و آخر با توست...


امیدوارم منو فراموش نکنین تا اون موقع که برگردم...

دلم واسه همتون تنگ میشه...

بای بای...


۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۵۸
zahra
۱۸
شهریور ۹۴

سلام دوست جونیام...

خوبین؟

خوشین؟


دیروز جواب نهایی انتخاب رشته ی کنکور اومدش 

و طبق انتظارم رشته ی دلخواهم قبول نشدم...

و به احتمال 98% دوباره سال دیگه کنکور بدم...


شرمنده که بهتون سر نزدم تو این مدت.

هر وقت تصمیم نهاییمو گرفتم و با خودم کنار اومدم

و حالم بهتر شد جبران میکنم...

مرســـــــــــی از همتون...

تا یه مدت بای...



+رشته ی روانشناسی قبول شدم.و چون اصن بهش علاقه ای ندارم

احتمال زیاد نرم دانشگاه و بمونم سال بعد...

:((((

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۰۵
zahra
۱۳
شهریور ۹۴

چند وقت پیش سالگردِ ازدواج مامان و بابام بود...

اومدم تیریپ نمک بردارم.

به بابام گفتم:

بابا اگه زمان برگرده به عقب باز با مامان ازدواج میکنی؟؟؟

.

.

.

.

گفت:

آره ولی تو رو به دنیا نمیاوردیم...


:/

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۱۵
zahra
۰۷
شهریور ۹۴

شیطونه میگه دیگه اصلا نیام فضای مجازی ها....

.

.

.

.

.

.

.

ولی کور خونده...


أعوذ بالله من الشیطان رجیــــــــــم...

:|

من ایمانم قوی تر از این حرفاست...

که گول شیطونو بخورم...

الهـــــــی العفـــــــــــو...


:))

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۴۵
zahra
۰۶
شهریور ۹۴

همه بیشعورن...فقط ما خوبیـــــــــــم...

.

.

.

.

.

.

.


خلاصه ی اخبار ایران!


:/

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۴۸
zahra
۰۵
شهریور ۹۴

۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۱
zahra
۰۴
شهریور ۹۴

خبــــــــــــــر فوری...

.

.

.

.

.

.

.

آیت الله جنتی به علت عارضه قلبی دیشب

در ساعت 3 بامداد 

در بیمارستان میلاد

به ملکوت اعلی 

.

.

.

خندید و به منزل بازگشت...


:/



+دوستای گلم من واقعن منظوری نداشتم از این پست

و دیگه از این جور پستا نمیزارم...

شرمنده اگه خوشتون نیومد...

فداتون...

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۴ ۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۱۹
zahra
۰۳
شهریور ۹۴

نشد من به یکی بگم دیشب دو ساعت خوابیدم

نگه بابا تو که خوبی

من یه ربع خوابیدم!!!

.

.

.

.

.

.

یعنی این ایرانیا تو هر زمینه ای تا ثابت نکنن از تو بدبخت ترن

ولت نمیکنن...

:)

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۷
zahra
۰۳
شهریور ۹۴

سخت ترین کار توی دوران دانش آموزی

.

.

.

.

.

.

خوردن نارنگی زیر میز بود!!!


لامصب بوش تا دفتر میرفت...

:)))

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۵
zahra
۰۳
شهریور ۹۴

میدونید سخت ترین عذاب رو توی دنیا 

تا به حال کی کشیده؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پســـــرِ نوح!!!


فکر کن داری غرق میشی یه گور خر باهات بای بای کنه...

اونم از کجــــــــا؟؟؟

از رو کِشتی بابات...

:|

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۳
zahra
۰۱
شهریور ۹۴

دیروز رفتم عابر بانک پول بگیرم...

دکمه ی دریافت رو که زدم عکسه یه قبر رو صفحه ی عابر بانک نشون داد...


امروز رفتم به رییس بانک میگم:

آخه این چه وضعیه!!!عکس قبر میاد رو عابر بانک...


میگه:

منظور عابر بانک اینه وقتی پول تو حسابت نیس از سرِ قبرت بیارم؟!


عابر بانکا چه فهمیده شدن...

:|

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۷
zahra
۰۱
شهریور ۹۴

یادش بخییییییییییر...


جواب نصف سوالای جغرافی این بود:

آب کافی.خاک حاصل خیز.اب و هوای مناسب...

:))


تاریخ میشد:

بی کفایتی پادشاهان.خیانت دربار و انگلیس!

:))


اجتماعی:

ایجاد هرج و مرج...


دینی رو که دیگه نگو!

دینی کلن جوابش میشد ایمان تقوا عمل طالح...


:)

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۳
zahra
۰۱
شهریور ۹۴

آیا میدانستید یک مادر 20 سال زمان صرف میکند 

تا از پسرش یک مرد بسازد....

.

.

.

.

.

.

.

.

.

و یک دختر در عرض 20 ثانیه آن را خر میکند؟!

دم همـــــــــــــه دخترا گـــــــــــرم...

چاکر همگــــــــی...

فدااااااااااااات قربااااااااااانت

پسر خر کنیییییییییییییین

ستاره بچینییییییییین بوس بوس

:))

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۷
zahra
۳۱
مرداد ۹۴
دیالوگ رایج صبح شنبه:

مجری رادیو:

ایرانی ســـــــــــــلام...
.
.
.
هفتاد میلیون نفر همزمان:

سلام و زهـــــــــرمـــــــــــــار!!!!!

:\
۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۶
zahra
۳۱
مرداد ۹۴

یکی از فانتزی های من اینه که خواننده بشم 

بعد کنسرت بزارم...

بعد وقتی که ملت منو تو خوندن همراهی میکردن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

یهو آهنگو قطع کنم بگم اگه قراره من بخونم شما دهنتونو ببندین دیه

:|


:))

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۱
zahra
۳۱
مرداد ۹۴

خوشگل ترین پسرِ شهرم که باشــــــــــــــی

.

.

.

.

..

وقتی


دوماد ننه ی من نباشی هیچی نیستی!!!


والااااااااااااا به خداااااااااااااااا


حرف اضافیم بزنی میزنم تو دهنت خون فواره بزنه...

:))

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۹
zahra
۳۱
مرداد ۹۴

جوابِ نامردی رو باید با نامردی داد...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

وقتی دوستم پارتی میگیره 

و منو دعوت نمیکنه :|

منم خوب کاری میکنم زنگ میزنم به پلیس...

^_^

:))

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۵
zahra
۳۱
مرداد ۹۴

عکس العمل مردم بعد از تاخیر اتوبوس:

ژاپن:10 دقیقه تاخیر

شکایت از واحد حمل و نقل...


ایتالیا:یک دقیقه تاخیر

تظاهرات...


اوکراین:3 دقیقه تاخیر

تحریم اتوبوس...


ایران:45 دقیقه تاخیر

ایییییییول اتوبوس اومد

صلواااااااااات

اللللللهم صل علی....


:|

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۳
zahra
۲۹
مرداد ۹۴

یکی بهم پیام داد:

سلام جیگر!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

گفتم:

سلام باسن!!!


دیگه پیام نداد...

آیا تبعیض بین اندام های بدن کارِ خوبی ست؟؟؟!!!

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۸
zahra
۲۹
مرداد ۹۴

دقت کردین جدیدن پیازا هم نسبت به نت حساس شدن؟!!!

تا بالا سرِ پیازه وایسادی سرخ نمیشه...


همچی که میری دوتا پیام جواب بدی 

برمیگردی شده رنگِ ذغال...


واااااااااالا

بدبختای حســــــــــود...

:)

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۶
zahra
۲۹
مرداد ۹۴

دقت کردین تو دبیرستان 

هر کی زشت تره رتبه ی بالاتری میاره

.

.

.

.

.

.

.

بسوزه پدرِ خوشگلی که نذاشت دکتر شم...

^_^

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۴
zahra
۲۹
مرداد ۹۴

توی فیلما نشون میده بچهه گم میشه...

مامانش اتاقشو 20 سال دست نخورده نگه میداره...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

من یه بار سه روز خونه نرفتم 

برگشتم دیدم اتاقمو به 4 تا دانشجو اجاره دادن...

:|

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۳
zahra
۲۷
مرداد ۹۴

یه معلم داشتیم میگفت شغل ما شغلِ انبیاست...

منم اومدم خود شیرینی کنم 

گفتم انبیا که چوپانی میکردن...

معلمم گفت: خب منم دارم همین کارو میکنم گوسفند...

.

.

.

.

.

.

.

.

خدا حفظش کنه.

زیادی رُک بود...

^_^

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۱۰
zahra
۲۷
مرداد ۹۴

استاد اومده سرِ کلاس میگه:

بچه ها این درسه سختیه و عمقش زیاده...

بعد از اون وَر کلاس یکی شروع کرد به دست و پا زدن...

استاد پرسید چی شد؟؟

گفت:

دارم غرق میشم استاد کمـــــــــــــــــک..!

کمـــــــــــــــــک...!

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۸
zahra
۲۷
مرداد ۹۴

چرا آدما از خجالت آب میشن؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

چرا نوشابه نمیشن؟؟؟!!!

یا دوغ حتی؟؟؟!!!

یکی منو از نگرانی دراره...

:|

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۵
zahra
۲۷
مرداد ۹۴

بازرس برای سرکشی میره آسایشگاه روانی...

مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته و هر چند دقیقه آروم سرشو میزنه به دیوار

و زیر لب میگه:

فهیمه...فهیمه...فهیمه...

بازرس میپرسه:این یارو چشه؟؟؟

میگن:یه دختری رو میخاسته به اسم فهیمه که بهش ندادن.

اینم به این روز افتاده...

بازرس میره طبقه بالا و مردی رو میبینه که 

توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش.

نعره میزنه:

فهیمه...فهیمه...فهیمه...

بازرس با تعجب میپرسه:این دیگه چشه؟؟؟

میگن:

فهیمه رو دادن به این...

:)))

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۴
zahra
۲۶
مرداد ۹۴

یه سوال خیلی ذهنمو درگیر کرده

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

فیلم های ایرانی که صحنه نداره؛پس چرا طراح صحنه داره؟؟؟!!!

نه واقعا چرا؟؟!

:|

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۲۲
zahra
۲۶
مرداد ۹۴

یکی رو دارم که روز و شب به فکرمـــــــــــــه...


یکی رو دارم که بدون من می میـــــــــره...


من همه ی وجودشم...دنیاشم...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

تابلوعِه دارم زر میزنـــــــم ...

نـــــــــــــه؟؟؟!!!

:\

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۲۱
zahra
۲۶
مرداد ۹۴

دیشب آخونده شبکه 1 داش میگفت:

خدا هیچ موجودی رو بی دلیل نیافریده...

.

.

.

.

.

بعد بابام یه نگاه به من کرد

.

.

یه آه کشیـــــــد

.

.

زد شبکه 3 

:|

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۷
zahra
۲۶
مرداد ۹۴

آهای زنــــــــــــــدگی...؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

هیچی ...هیچی ...

راحت باش تو اعصاب نداری...

یه چی میگم میزنی از این بدبخت ترمون میکنی...

کم نکشیدیم ازت...

بخواب گلم...

پیش پیش پیش...

:|

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۵
zahra
۲۶
مرداد ۹۴

من آزارم به مورچه هم نمیرسه!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

البته چرا یه کم میرسه!


کوچیک که بودم مورچه هارو مینداختم تو آب 

بعد براشون پوست تخمه میریختم تا خودشونو نجات بدن...

:|


اما توبه کردم

:)

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۸
zahra
۲۴
مرداد ۹۴

روز یکشنبه روز دددددددختررررررر


عزیز دل باباهاااااااااا


هووی ماماناااااااااااااااا


ناموس داداشااااااااااا


جیگر شوهرااااااااااااا


عامل خوشبختی و عاقبت بخیری پسرااااااااااااا


روز صورتی پوشااااااااااااااا


کلکسیون لاک دارااااااااا


عشق لواشکیااااااااااااا


جنون رژ لبیاااااااااا


خوشتیپاااااااااااااا


با کلاسااااااااااااااا


پاستیل خوراااااااااااااااا


درس خونااااااااااااااا


چراغ خونه هاااااااااااااا


دخمل خوشملااااااااااااااا


مبـــــــــــــــــارک...


^_^

...میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک...

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۵
zahra
۲۴
مرداد ۹۴

اعتراف میکنم اینقدر که میرم دستشویی به در و دیوار 

توجه میکنم تا سوسک نباشه

اگه به عشقم توجه میکردم الان سرسامون گرفته بودم 

بچمم داشت تاتی تاتی میکرد...

:|

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۰
zahra
۲۴
مرداد ۹۴

کی میگه روز پسر نداریم؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پس دوازدهم آذر روز معلولین ذهنی چیه؟؟؟!!!

^_^

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۸
zahra
۲۴
مرداد ۹۴

دیشب بابام رفت ماموریت خارج از شهر...

فکر میکنید ما چیکار کردیم تا صبح؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

جاتون خالـــــــــــــــی

کولر پارتی گرفتیم.خیلی حال داد...

:)))

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۶
zahra
۲۴
مرداد ۹۴

توی خونه ی ما اینطوریه:


وقتی موبایل کسی زنگ میخوره

همه گوشاشون تیز میشه...


وقتی تلفن خونه زنگ میخوره

همه کر میشن...


وقتی زنگ درو میزنن

همه فلج مادر زاد میشن...


حتی خودِ من یه بار تشنج کردم افتادم کف پذیرایی...!

:|

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۵
zahra
۱۹
مرداد ۹۴

۱۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۶
zahra
۱۹
مرداد ۹۴

چرا همه ی این دخترایی که میان لاین و وایبر و ...

اسمشون مهسا و عسل و غزل و نیوشا و... هست؟؟؟!

.

.

.

پس سکینه و خدیجه و صغری کجان؟؟؟!

من دنبال سکینه اَم پیداش نکردم...

سکینه هووووووووی سکینه...

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۴
zahra
۱۷
مرداد ۹۴

دیشب به مامانم میگم چرا شام نداریم؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میگه اگه ناراحتی از خانواده لفت بده...
بابام گفت بیگ لایک...
داداشم گفت با اجازه کپی...
:|
۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۰
zahra
۱۷
مرداد ۹۴

آبریزش بینی دارم...

رفتم داروخونه قرص ضد حساسیت بگیرم 

تو عوارض جانبیش نوشته:

سردرد...سر گیجه...حالت تهوع...اختلال در خواب...

نارسایی کبد...سکته قلبی...سکته ی مغزی...مرگ ناگهانی!

.

.

.

.

.

.

.

هیچی دیگه...

پشیمون شدم.با آستینم پاکش میکنم...

امنیتش بیشتره!!!

:/

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۶
zahra
۱۷
مرداد ۹۴

موقعی که بچه بودیم و میرفتیم مهمونی خانوادگی

مثل قاطر از ما کار میکشیدن...

و استدلالشونم این بود:

وقتی شما هستین که دیگه بزرگترا نباید کار کنن!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

الانم که بزرگ شدیم و میریم مهمونی ...

بازم مثل یابو ازمون کار میکشن و منطقشون هم اینه:

بچه ها کار بلد نیستن.شما بزرگا باید هوای مجلسو داشته باشین!!!

خدااااااااااایا...!


۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۹
zahra